Teodoro Obiang Nguema
Guinée Equatoriale


مصاحبه رضا معيني با سايت امروز

آرش صالحي ـ آقاي رضا معيني مناسبت اين گفتگو اعتصاب غذاي اكبر گنجي است.اما در آغاز از شما به عنوان عضو سازمان گزارشگران بدون مرز مي خواهم كه درباره تاريخچه اين سازمان مختصري سخن بگوييد:

انجمن بين المللي گزارشگران بدون مرز، كه گاهي اوقات به آن خبرنگاران بدون مرزهم مي گويند، در سال 1985 در پاريس تاسيس شد. آغاز كار اين انجمن به اين شكل بود كه فكر مي كردند، با دادن گزارشهايي از وضعيت كشورهاي مختلف مي توانند به از بين بردن نابساماني هايي كه در آن كشورها وجود دارد كمك كنند. اين كمك به اين صورت بود كه در كشورهاي مختلف به ويژه كشورهاي آسيايي و آفريقايي گزارش تهيه مي كردند و اين گزارشها را در فرانسه يا برخي از كشورهاي اروپا به رسانه ها مي دادند. در همين سفرها بود كه متوجه شدند، مجموعه اي از معضلات ديگر هم وجود دارد و آن كار خود روزنامه نگاران است. اين گزارشگران دريافتند كه آزادي اطلاع رساني و مطلع شدن حقي است كه پايمال مي شود. بدين ترتيب اين خود مساله اي شد كه در عمل، مسير گزارشگران را عوض كرد. به همين خاطر است كه نام گزارشگران بدون مرز همچنان روي اين انجمن ماند. زيرا اول کار عمده آنها تهيه گزارشهايي از سراسر جهان بود. بعد از اين ماجرا، معضل خود رونامه نگاران، به مساله اصلي سازمان بدل شد و بعد از اين به طور مشخص وضعيت روزنامه نگاران، روزنامه نگارهايي كه در پيوند با انجام وظايف شان دستگير و يا تهديد مي شدند، در كانون توجه اين سازمان قرار گرفت. به هر صورت در ژوئن امسال گزارشگران بدون مرز بيستمين سال تاسيس خود را جشن مي گيرند. البته در اينباره هنوز تصميم نگرفته بوديم كه صحبت كنيم، و اولين مصاحبه درباره اين موضوع با شما انجام مي شود. سازمان گزارشگران بدون مرز به شكل عمومي، با توجه به قاره ها در درون سازمان داراي تقسيم كار است: دفتر آسيايي، دفتر آفريقايي، دفتر آمريكايي، دفتر خاورميانه و مغرب و ايران. از حدود 8 سال پيش وضعيت مطبوعات ايران با توجه به تحولاتي كه در ايران به وجود آمد به يكي از مسايل عمده گزارشگران بدون مرز تبديل شد. برای نشان دادن اين اهميت من فقط به يك آمار اشاره مي كنم: وضعيت عراق براي همه ما روشن است. عراق قتلگاه روزنامه نگاران است. عراق جايي است كه روزنامه نگار نمي تواند كار كند. اما در سال گذشته ما در رابطه با عراق و ايران به يك تعداد اطلاعيه داديم. به عبارت ديگر براي عراق 38 اطلاعيه و براي ايران هم 38 اطلاعيه. و اين به جز به روز كردن اطلاعيه ها و شكوائيه ها است که تهيه مي شود. امروز ما مي توانيم بگويم در شناساندن مطبوعات ايران به جهان سهم داريم. واقعيت اين است كه بعضي از روزنامه نگاراني ايراني كه امروز در سطح جهاني مشهورند، اولين بار اسم آنها به شكل لاتين در گزارشات و يا اطلاعيه های اين سازمان منتشر شده است. البته اين به نوعي براي ما تاسف بار است، كه اين اسامي گاها در رابطه با بازداشت و يا احضار آنها منتشر شده است. بر خلاف ديگر كشورهاي خاورميانه كه مطبوعات در آن جا از تاريخ برخوردار نيست، مطبوعات در كشور ما بيش از 100 سال سابقه دارد. ما مي گويم ايران داراي مطبوعات است؛ و در وحله بعدی، اما اين مطبوعات تحت فشار قرار دارند. يكي از اصلي ترين تلاش های گزارشگران در سطح جهان اين است كه روزنامه نگار به زندان نرود. در شان و منزلت روزنامه نگار نيست كه بازداشت بشود؛ حال اين کشور ايران باشد يا ايالات متحده آمريكا. هنگامي كه ما از فشار بر مطبوعات در ايران سخن مي گوييم در عين حال بر پويايي آن هم تاكيد داريم. مطبوعات ايران اين توانايي را دارد و مي تواند در خاورميانه پيشاهنگ باشد و به گسترش دموكراسي در اين منطقه ياري رساند. ما واری دستگيری يک فرد معتقديم وقتي روزنامه نگاري دستگير ميشود، جامعه از اطلاع رساني محروم مي شود. به بيان ديگر با دستگيري روزنامه نگار، جامعه از حق دانستن محروم مي شود.

(JPEG)

فعاليت سازمان گزارشگران بدون مرز به ويژه در باره ايران چيست؟ آيا آمار دقيقيي از برخوردهاي مطبوعاتي داريد؟

در رابطه با وضعيت آزادی مطبوعات در ايران مثل بقيه کشورها ما هر سال گزارش ارائه مي کنيم. در ايران از سال 79، که سرکوب تشديد شد و در اوج توقيف مطبوعات، آمار دستگيري ها بسيار بالا رفت. در آن سال حدود 21 روزنامه نگار در زندان بودند . بدتر از آن در سال 2003 بود که ايران بعد از كوبا به دومين زندان بزرگ جهان براي روزنامه نگاران تبديل شده بود. در حدود 24 روزنامه نگار زنداني در زندان بودند. البته اين آمار كم و زياد مي شود. در باره ی آمار امروز اگر آزادي آقاي عبدي صحت داشته باشد و ايشان از اتهامات خويش تبرئه و آزاد شده باشند، که براي ما هر آزادی از زندان خبری خوش و كمال خوشوقتي است، امروز در ايران 8 روزنامه نگار در زندان داريم و 3 وبلاگ نويس و وب نگار. آقاي مجتبي لطفي به عنوان وب نگار براي نوشتن برخي مطالب در سايت نقشينه زنداني هستند. مجتبي سميعي نژاد و محمد رضا نسب عبداللهي، هم 2 وبلاگ نويسي هستند كه در رفسنجان و تهران زنداني اند.در گزارش سال گذشته گزارشگران بدون مرز به احضار، بازجويي و تهديد بيش از 60 روزنامه نگار اشاره شده است. اين يكي از عوامل سانسور و خود سانسوري در مطبوعات ايران است. وقتي كه روزنامه نگاري احضار مي شود و مورد تهديد قرار ميگيرد، چه قانوني، چه فراقانوني، چه غيرقانوني و چه شبه قانوني به نوعي بر كاركرد اين روزنامه نگار تاثير مي گذارد. با اين شرايط چگونه روزنامه نگار مي تواند در پشت ميز كار خود درباره يك مساله سياسي، اجتماعي، اقتصادي و يا حتي يك مساله ورزشي قلم بزند. روزنام نگاري كه با قيد وثيقه آزاد است، همواره در حول و هراس بازداشت است. آخرين اطلاعيه ما هم که امروز منتشر شده است در باره ی آلای گنجي ست که متاسفانه شنيديم كه آقاي گنجي اعتصاب غذا كرده اند، اطلاعيه درباره وضعيت آقاي گنجي است. گنجي قديمي ترين روزنامه نگار زنداني ايران است که در 5 سال گذشته دزر زندان بسر برده اند. آقاي تقي رحماني به نوعي در مقاطع مختلف بيش از 14 سال در زندان بوده اند. رضا عليجاني هم از زندانيان قديمي محسوب مي شود.

درباره گنجي چه كرده ايد؟

كاركرد گزارشگران بدون مرز در دو بخش خلاصه مي شود. نخست، ما مجموعه از گزارشهايي را جمع آوري مي كنيم و بعد از بررسي صحت و سقم اين گزارشها، آنها را منتشر مي كنيم. در اين مرحله مجموعه اي رسانه ها را مورد خطاب قرار ميدهيم. به رسانه ها اعلام مي كنيم كه همكار شما در يك کشوری مورد آزار قرار گرفته يا زنداني است، بازجويي مي شود و... انعكاس اين گزارشها در رسانه هاي بين المللي وسيله اي است براي اعمال فشار بر حكومت ها جهت آزاد كردن روزنامه نگاران. ارزيابي من اين است كه در اين حوزه گزارشگران بدون مرز كاملاً موفق عمل كرده است. البته بايد ببينيم كه تعريف ما از موفقيت چيست. بخش دوم فعاليتهاي گزارشگران مرز در پيوند با نهادهاي بين المللي است. گزارشگران بدون مرز به عنوان مشاور در چندين سازمان بين المللي حضور دارد. كمسيون حقوق بشر سازمان ملل، كمسيون اروپا، از جمله اين سازمانهاي بينالمللي هستند. مثلا در اين مورد که سوال کرده ايد، بلافاصله بعد از خبر اعتصاب آقاي گنجي، ما به تمام گروه هاي كاري كميسيون حقوق بشر كه در اين رابطه مسئوليت دارند، مانند گزارشگر آزادی بيان و يا گروه کاری در باره ی شکنجه و مثلا دفتر آقاي ليگابو، خبر اين اعتصاب را ارسال كرديم. به اتحاديه اروپا اطلاع داديم. سازمان گزارشگران بدون مرز دفتر نمايندگي دائمي مستقر در اتحاديه اروپا دارد که در اين مواقع از نهادها مختلف خواهان اعمال فشار بر ايران مي شود. هنگامي كه ما در اطلاعيه سازمان مي نويسيم مسئول وخامت وضعيت سلامت آقاي گنجي مقامات جمهوري اسلامي هستند، اين فقط يك كلمه نيست. اين كلمه مي تواند به عنوان شكايت از سوي گزارشگران بدون مرز اعلام شود. در اساسنامه سازمان اين امكان وجود دارد كه ما بتوانيم شاكي خصوصي باشيم. اين مسايل به عنوان جرم بين المللي شناخته مي شود. براي نمونه در مورد كشور آفريقايي روندا تعدادي از رونامه نگاراني كه در آنجا با دادن فرمان، به قتل عام مردم دامن زده بودند، و آن را بخش و تبليغ كرده بودند، گزارشگران بدون مرز به عنوان شاكي آنها را تحت تعقيب فضايي قرار دادند.

يعني شما دراين جا از خود روزنامه نگاران شكايت كرده بوديد؟

بله. از سالهاي پيش ما تعريف معيني براي روزنامه نگار داريم. اين نوع روزنامه ها و روزنامه نگاران را، به عنوان "مطبوعات كينه" و " مطبوعات نفرت آفرين و مرگ آور" توصيف كرده ايم و بر همين اساس آنها را تحت تعقيب قضايي قرار مي دهيم. كسي كه در روندا اعلام مي كند " هنوز قبرها پر نشده اند بويد و کار را تمام کنيد"، روزنامه نگار نيست. راديوي "هزارتپه" در روندا عملاً دستور قتل عام مردم را تبليغ مي كرد. اين ها روزنامه نگار نيستند. شكنجه گر و قتل عام كننده هستند. ما به اينها "مطبوعات كينه" مي گوييم. ما به عنوان يكي از شاكيان خصوصي توانستيم اين افراد را محكوم كنيم. يكي از آنها به حبس ابد محكوم شد و ديگري كه جرم كمتري داشت به 7 سال حبس قطعي معلوم شد. ما در اين موارد به هيچ عنوان كوتاه نمي آييم. از اول سال ميلادی 2005 هم يك ليستي به عنوان دشمنان روزنامه نگاران تهيه كرده ايم. اين دشمنان كساني هستند كه يا مرتکب قتل شده اند، براي مثال در آمريكاي لاتين كه چهار مقام حكومتي كه دستشان به قتل آلوده است در اين ليست آمده اند. و يا در جنايات و آزار روزنامه نگاران دست دارند. . ما اسامي آنها معرفي مي کينم در بسياري از جاها اگر دستمان برسد، از طر يق پليس بين الملل و مقامات قضايي شكايت خواهيم كرد. اين ها فقط تهديد و اطلاعيه و حرف نيست. دو تن از مقامات تونسي وقتي به پاريس آمدند، از جمله يكي از وزاري گردن كلفت تونس، از طرف سازمان گزارشگران بدون مرز دو شكايت رسمي به مقامات قضايي فرانسه تسليم شد. اين شكايت هنوز هم در حال جريان است. يك وزير بلند پايه تونسي را در فرانسه در هتل با دستبند دستگير كردند. در اين موارد ما به هيچ عنوان كوتاه نمي آييم. در رابطه با ايران تا به حال دست به چنين اقداماتي نزده ايم چون بحث را بر مبناي گفتگو گذاشته ايم و شايد هم اين امكان براي ما وجود نداشته است. اما من مطمئنم اگر آقاي مرتضوي، پايش به كشورهاي خارجي برسد، حتماً و حتماً ما تقاصای صدور حكم بازداشتش را خواهيم كرد. شكايت مي كنيم و براي دستگيري ايشان هم اقدام خواهيم كرد. اما فعاليت اصلي گزارشگران بدون مرز روشنگري است. اين اطلاعيه ها کار كمي نيست. اطلاعيه اي را كه بيشتر رسانه هاي بين المللي راجع به آن صحبت مي كنند، براي حكومتي كه به آبرو و حيثيت خود مي انديشند، نگران كننده است و مثلا اگر پشت سر هم تكرار شود كه "ايران بزرگترين زندان خاورميانه است" برای آن کشور در نزد افکار عمومي هيچ وجهه خوشايندي ندارد. گاهي با تكرار اين جمله قلب من به درد مي آيد. اما اين واقعيتي انكارناپذير است.

ـ با اينكه سازمان گزارشگران بدون مرز ادعا مي كند كه يك سازمان غيرسياسي شما چه شيوه هايي در پيش مي گيريد كه كار شما شبهه سياسي بودن به خود نگيرد؟

سازمان گزارشگران بدون مرز وارد مشخصات و بازيهاي قدرت نمي شود. نه در اساسنامه و نه در اهداف ما اين نيست كه فلان حكومت سرنگون شود يا اين حكومت برود يا آن حكومت بيايد. براي ما اشكال حكومتها مهم نيستند. مساله ما آزادي مطبوعات است. ما از حقوق مدني و اجتماعي و آزادي مطبوعات دفاع مي كنيم. ما معتقديم كه بدون آزادي مطبوعات، آزادي وجود ندارد. ممكن است اين كار غير سياسي ما بازتاب سياسي داشته باشد. اما نفس عمل ما غير سياسي است. شما يك جامعه را به من نشان بدهيد كه آزاد باشد، اما آزادي مطبوعات در آن وجود ندارد. اين شعار اساسي گزارشگران بدون مرز است. بدون آزادی مطبوعات آزادی وجود ندارد.در رابطه با اين كه مطبوعات به چه شكلي عمل مي كنند، در چه خطوطي حرکت میکنند، برای ما اهمیتی ندارد. در ايران مثلا همانگونه که توقیف روزنامه انتخاب را محکوم کردیم، همانگونه که به تعطیلی روزنامه کیهان و نشریه شلمچه اعتراض کردیم، و رسماً اطلاعیه دادیم، همان طور هم به توقیف روزنامه های یاس نو و از این دست اعتراض کرده ایم. طبیعی است که تعداد روزنامه های اصلاح طلب بسیار بیشتر بودند. بیش از 150 روزنامه در ایران در این چند سال تعطیل شده که البته بیشتر آنها از روزنامه های اصلاح طلب بودند. در مورد زندانیان هم نظر ما همین گونه است. برای ما آنچه که مهم است روزنامه نگاری حرفه ای است. واقعیت این است که در ایران مسائل به شدت سیاسی می شوند. یکی از وظایف همگی ما تمایز بین خطوط و مرزها است. روزنامه نگار، متعهد به اخلاق حرفه ای است و این اخلاق حرفه ای الزامات خود را دارد.

ـ شما اولین سازمانی بودید که برای دستگیری خبرنگاران صداوسیما در عراق بیانیه صادر کردید...

بله، وقتی که 2 خبرنگار صداوسیما جمهوری اسلامی در عراق دستگیر شده بودند، ما اولین سازمان جهانی بودیم که اطلاعیه دادیم، برخورد کردیم، و نه تنها اطلاعیه دادیم، همزمان گروه تحقیق ما که در عراق بود و در باره ی ارتش امريکا تحقيق مي کرد به طور مشخص با نیروهای آمریکایی هم در اين مورد برخورد کرد. من صحبتی با یکی از روزنامه نگاران جناح راست داشتم که نمی خواهم از ایشان نام ببرم. من زنگ زده بودم که از روزنامه آنها که گويا مشکلی برایشان پیش آمده بود؛ خبر بگیرم، ایشان اولین سؤالی که از من کرد، این بود که "شما راجع به اسرائیل چه فکر می کنید؟ و درقبال اسرائیل چه می کنید؟" از آنجایی که کار من در گزارشگران برون مرز مربوط به همین منطقه است، خیلی راحت به ایشان گفتم دوست عزیز شما چه کار کردید؟ گفت که ما تمام اخبار را منعکس کردیم. گفتم ما هم اخبار را منعکس می کنیم اما ورای آن چه کار کردید؟ از ايشان پرسیدم شما می دانید چند روزنامه نگار فلسطینی در اسرائیل زندانی است؟ و خود در پاسخ گفتم من آمار همه اینها را دارم. به او گفتم می دانید چه کسی برای این روزنامه نگاران فلسطینی وکیل می گیرد؟ آیا می دانید به روزنامه نگاران زندانی مورد اتهام همکاری با حماس چه کسی کمک و حمايت مط کند و برای آنها وكيل گرفته و چه كسي به خانواده يشان كمك كرده است؟ ما براي روزنامه نگاران وراي اين كه به چه فكر و عقيده اين اعتقاد داشته باشد، اين تلاشها را انجام مي دهيم. از ايشان پرسيدم آيا مي دانيد در تونس مطبوعاتي را كه به عنوان بنيادگرا واسلامگرا متهم كرده اند، چه كسي از آنها دفاع كرده است؟ چه كسي براي اين روزنامه نگاران وكيل مي گيرد و از آ نها دفاع مي كند؟ در مورد گزارشگران صدا و سيما نيز گزارشگران بدون مرز همينگونه برخورد كرد. گزارشگران بدون مرز از جمله سازمان های بين المللي بود كه به همراه سازمان عفو بين الملل و ديدهبان حقوق بشر، به آمريكا اعتراض كردند، آن هم در زماني كه كسي جرات نمي كرد به آمريكا اعتراض كند. گزارشگران بدون مرز تنها سازماني بود كه پس از تحقيق و بررسي، پنتاگون را محكوم كرد. امروز گزارشگران مرز به عنوان شاكي خصوصي وزارت دفاع آمريكا مطرح است. در رابطه با هتل فلسطين بغداد و شليك تانك آمريكايي به روزنامه نگارن، تنها سازماني بوديم كه با حضور در محل ثابت كرديم، ارتش آمريكا عامدانه به روي روزنامه نگاران آتش گشود و جان روزنامه نگاران را گرفت. گروه تحقيق ما در باره اين حادثه همزمان با دستگيري آقاي ابوطالب و ديگر خبرنگار صدا و سيما بوسيله نيروهاي آمريكايي در عراق بود. گروه تحقیق گزارشگران بدون مرز همزمان در آمریکا و در عراق به طور مشخص مساله دستگیر دو گزارشگر ایرانی را پیگیری می کرد. برای ما فرقی نمی کند که چه کسی دستگیر می شود. مساله برای ما آزادی اطلاع رسانی است و نه دفاع از عقیده روزنامه نگار. ممکن است من در مورد آقای گنجی یک عقیده شخصی داشته باشم، اما از موضع گزارشگران بدون مرز برای ما فرقی نمی کند که آقای گنجی به چه چیزی معتقد است. امروز جان گنجی در خطر است. باید از او دفاع کرد. گنجی را با اتهامات مطبوعاتی دستگیر کردند. و این نادرست است. اینکه ایدئولوژی و خط سیاسی گنجی چیست برای ما اهمیت ندارد. آنچه که مهم است، این است که گنجی روزنامه نگار است، گنجی را به خاطر انجام وظیفه اش دستگیر کرده اند و به او اتهامات بی پایه زده اند. گنجی امروز برای احقاق حقوق اولیه اش اعتصاب غذا کرده است. امروز در ايران زندانیان و به ویژه روزنامه نگاران برای احقاق حقوق اولیه و قانونی خود، به اعتصاب غذا متوسل می شوند و جان خود را به خطر می اندازند، آنها بايد خطری دیگر را به جان بخرند تا از حقوق اولیه خود بهره مند شوند. اعتصاب برای احقاق حقوق اولیه به یک رسم و سنت بدل شده است. برای ما این مساله غیرقابل قبول است. هیچ وجدان بیداری هم این را نمی پذیرد. هیچ انسان با وجدانی نمی تواند بپذیرد که آقای رضا علیجانی که در زندان است برای درمان، اعتصاب غذا کند و آن گونه جان خود را به خطر بیندازد. بعد از آن مجتبی سمیع نژاد، امروز گنجی... ما در جلسه ای که داشتیم تصمیم گرفتیم که نهایت سعی خود را به کار بگیریم که به این وضعیت پایان بدهیم... ما در طی روزهای آينده اطلاعیه ای درباره وضعیت انتخابات ریاست جمهوری ایران صادر خواهیم کرد، البته نه از جنبه سیاسی آن، بلکه می خواهیم عده ای از روزنامه نگاران و کاندیداها را مورد خطاب قرار دهیم، و از آنها بپرسيم درباره قانون مطبوعات و... چه موضعی دارند. گزارشگران بدون مرز وضعیت روزنامه نگاران را در ايران در دستور کار خود گذاشته است. ما به ویژه درباره وضعیت اکبر گنجی حساسیم و سعی می کنیم در محافل بین المللی به هر شکلی با آن برخورد بکنیم. اگر تا پایان هفته دیگر پاسخ مشخصی ندهند و ایشان را آزاد نکنند، و اعتصاب اکبر گنجی همچنان ادامه داشته باشد، مطمئنا به نوعی دیگر برخورد خواهیم کرد.

منابع مالي گزارشگران از كجاتامين مي شود و اصولاً از طرف چه كشورها يا سازمانهاي حمايت مي شويد؟

همه امور مالي سازمان خبرنگاران بدون مرز كاملاً شفاف و مشخص است. شما در سايت اين سازمان مي توانيد تمام منابع مالي و خرج هاي ما را ببينيد. سازمان گزارشگران بدون مرز، از هيچ دولتي، يك سنت پول نگرفته است. اين سازمان از کميسيون اتحاديه اروپا كمكدريافتكردهاست.اما اين كمك شهروندان است. در كشورهاي دموكراتيك رويه بدين شكل است كه از منبع ماليات كه همان پول شهروندان است به NGO ها و سازمان هاي غير دولتي كمك مي كنند. اين سازمان هر شش ماه از يك عكاس معروف دعوت مي كند كه بخشي از عكسهايش را در اختيار ما بگذارد و ما اين را به صورت يك آلبوم منتشر مي كنيم. در اين آلبوم شركت ها و سازمان هاي مختلف به ما تبليغات مي دهند و اين آلبوم را يك انتشاراتي درپاريس يا در اروپا مجاني براي ما منتشر مي كند و اين به فروش مي رود. درآمد ما از اين راه ها تامين مي شود. تمام خرج و دخل ما در روي سايت مشخص است. علاوه بر اين ديوان مستقل حسابرسي در فرانسه به خواست ما بر مجموعه سازمان نظارت دارد و وضعيت مالي گزارشگران را مورد محاسبه قرار مي دهد. ـ آيا شما به طور مشخص از طرف دولت فرانسه و يا هر كشور ديگر به خاطر رعايت نكردن محظورات سياسي آن كشور تحت فشار بوده ايد؟ من 10 سال با اين سازمان كار مي كنم و تا امروز چنين موردي نديده ام. ضمن آنکه واقعيت اين است که قدرت رسانه اي گزارشگران بدون مرز به حدی است که هیچ دولتی جرات نمی کند به آن حرفی بزند. تا امروز من نه شنیده ام و نه دیده ام که يك کشور اروپایی و يا حتا غیراروپایی این سازمان را تحت فشار قرار داده باشد. بله لعن و نفرین و انتقاد بوده، اما فشار نه. آخرین گزارش سالیانه ما که سوم ماه می منتشر شد، یکی از تندترین گزارشاتی است که در رابطه با مطبوعات آمریکا منتشر شده است، با این حال نمایندگی ما در آمریکا نه مورد تعرض قرار گرفته و نه تحت فشار بوده است. در ماجرای گروگانگیری حسين هانون السعدي و فلورانس ابناس با اینکه این سازمان بیشترین فشار را بر دولت فرانسه می آورد و از ضعف مذاکرات گله می کند، از طرف دولت فرانسه برخوردی نشده است.

بهانه این مصاحبه اکبر گنجی است حرف آخر شماچیست؟

وقتی یکی از کاریکاتوریست های ایرانی را دستگیر کردند، از تمام کاریکاتوریست های دنیا خواستیم، به نشانه همبستگی هرکدام یک کاریکاتور در روزنامه خود منتشر کنند. اگر وضعیت آقای گنجی به این صورت ادامه پیدا کند ما فعالیت خود را تشدید خواهیم کرد. نه تنها از روزنامه نگاران برای حمایت از گنجی دعوت خواهیم کرد، متاسفانه باید عرض کنم که ما همانند خبرنگار ربوده شده فرانسوی، گنجی را گروگان اعلام خواهیم کرد. دو سال پیش روزنامه لیبراسیون صفحه وسط خود را به حمایت از اکبر گنجی سفید منتشر کرد. در گوشه این صفحه نوشته شده بود که اکبر گنجی همچنان در زندان است و روزنامه سفید است. ما از اطلاعیه دادن فراتر خواهیم رفت و به این بسنده نمی کنیم. به نظر من وقت آن رسیده است که آقای اکبر گنجی آزاد شود.

به نقل از سايت امروز




با ما مکاتبه کنيد

ای ميل به گزارشگران بدون مرز- ايران

(JPEG)

راهنمايي عملي برای وبلاگ نويسان و وبنگاران معترض

Word - 293.5 kb
وبلاگ نویسی ناشناس
Word - 2.6 Mb
انتخاب شیوه گذر از فیلتر

گزارش ساليانه

اطلاعيه های مطبوعاتی

خبر، نظر، گفتگو

در باره گزارشگران بدون مرز

مطبوعات و روزنامه نگاران

اينترنت

Nouvelle brève

جايزه كميسيون ملي حقوق بشر فرانسه به عمادالدين باقي اعطا شد

انجمن صنفي روزنامه‌‏نگاران خواستار آزادي اكبر گنجي شد

نامه ی معصومه شفيعی به رئيس قوه قضاييه : چه اتفاقی برای گنجی افتاده است؟

نامه معصومه شفعيي به هاشمي شاهرودی